چهارشنبه، ۹ مهر ۱۳۹۳
نقشه سایت صفحه نخست

 
 
 
 

 محیط زیست دریایی و کودکان 

       

 boxfish5

sea star4  

 

گالری عکس

 

Welcome to My Home

 

willy home  

 بچه ها سلاااااااام  !!!!!

من ویلی نهنگه هستم و سایتم مخصوص شماست.

 من Willy، بزرگترین جانور روی زمین هستم و در پهنه آبی اقیانوسها و دریاهای بزرگ زندگی میکنم.... حتما همه شما درمورد من چیزهای زیادی می دانید .
من دوستدار طبیعتم و البته دوست شما بچه های عزیز و اینجام تا شما را با دریا و زیبایهای آن آشنا کنم.

 

   

 sea whale

من درباره دریا، منابع آبی، جانوران و گیاهان آبزی و خلاصه محیط زیست دریایی صحبت میکنم و شما را از خطرهایی که ممکن است تهدیدی برای آنها باشند، باخبر می سازم.

    

 همه ما (منظورم موجودات زنده و غیرزنده این کره خاکی) حلقه های یک زنجیره بسیار بزرگ را تشکیل می دهیم. این زنجیره آنقدر بزرگ است که از آسمان شروع می شود و می آید روی زمین و حتی به درون آبها هم می رود.

 willy2 

   

 تک تک ما باید مواظب حلقه خودمان و سایر حلقه ها باشیم تا مبادا یک روز این زنجیره بزرگ پاره شود.

 

ای وای! چرا زنجیر پاره شد؟؟

 willy3  

 

 

سال نو مبارک.......


عید آمد و ما نیز جوان گردیدیم

happy new year   

  

سلااااااااام! فرا رسیدن سال 1393را به شما و همه بچه های گل و عزیز تبریک می گم.

صدسال به این سالها...

  haftsin 

 

horse2

من اسبــــــم !!

من اداره می کنم!

امسال ساله اسب است و.....

willy  

ایـــــول !

  

 حالا که ایام عید و تعطیل است، من هم مطالب متنوع، سرگرمی و نقاشی گذاشتم تا محیط زیست دریایی را بهتر بشناسید و هم سرگرم باشید.... هر چقدر بیشتر استقبال کنید، من هم مطالب بیشتر و متنوع تری میگذارم، پس با من باشید.....

 

 fish1

 egg 

willy  

 

 وای جان! بر و بچ هم که اینجان!

willy4

 

sea whale  

 

 

  willy pishgoo

از قدیم گفتند: اسب حیوان نجیبی است....، ولی بعضی وقتها سرکش می شود....

ای بابا! عجب موجود بی اعصابی هستی! .... 

 horse1

 

 

 هفت سین دریایی 

haftsin sofreh 

 willy norouz

ویلی نوروزه

سالی یه روزه

 

اینهم سفره هفت سین دریایی همراه با کدبانوهای مهربان دریا:

1- سرخو ماهی، 2- سارگوسوم (جلبک قهوه ای)، 3- سنگ پشت، 4- سکه دریایی، 5- ستاره دریایی،

6-سخت پوست، 7- سکان

..... واه! این سکان آشنا نیست؟!......

  

 

 واو!!! نقاشی  !!! 

 

willy drow

چشم چشم دو ابرو...  

... ببین چقدر قشنگه ......

  

 horse paint  

 

 واو!!! مسابقه مسابقه !!! 

 

willy drow   

وقتی نقاشیتون تموم شد، به صورت کاغذی و یا الکترونیکی برای ما بفرستید. ما آنرا  می گذاریم توی سایت.  از بهترین نقاشی ها هم تقدیر می کنیم.

آدرس الکترونیکی: emam@pmo.ir

آدرس پستی: میدان ونک- چهارراه جهان کودک- تقاطع با بزرگراه حقانی- انتهای خیابان شهیدی (دیدار جنوبی سابق)- سازمان بنادر و دریانوردی- اداره کل ایمنی و حفاظت دریایی

 sea painting2

  

روی عکس کلیک کنید و فایل pdf را دانلود کنید. یادتان نره اول باید نقطه ها را به هم وصل کنید و بعد رنگش کنید.

 

 

 

   بازم سلام !!

  

 

 

بچه ها این  ماندنی دوست و همکار جدیدمون است.

ماندنی یک لاک پشت سبزه که دو سه سال پیش با قایق موتوری تصادف کرد و مجروح شده بود.

کارکنان پتروشیمی مبین توی عسلویه پیداش کردند و نگه داشتن تا خوب شد و بعد هم آن را به یک منطقه حفاظت شده به اسم خلیج نای بند فرستادند تا پیش بقیه لاک پشت های سبز و آبزیان زندگی کند.

  mandani logo   

 

  

 

 حالا ماندنی برگشته تا داستان تصادف و دوست شدنش با بچه های کارکنان پتروشیمی را واسه شما تعریف کنه....

   

باید بگم ماندنی یک نویسنده خوب هم هست و تا حالا 2تا کتاب خوب نوشته و می توانید داستانش را اینجا بخوانید......

البته ماندنی قول داده تا در آینده نزدیک یک جشنواره ماندنی و دریای پاک را در مناطق ساحلی کشور و در تهران برگزار کند... جشنواره اش مسابقه نقاشی هم دارد.

   mandani story   

 

داستان اول

لاک پشتی به نام ماندنی (قسمت اول)

یک روز به اتفاق دوستانم در دریا، مشغول بازی بودیم که ناگهان صدای مهیبی  ما را ترساند ، درد شدیدی در پشت و دمم احساس کردم و از هوش رفتم. وقتی به خود آمدم و چشمانم را باز کردم، همه جا برایم ناآشنا بود. من در آب بودم اما انگار دور تا دور دریا را دیوار کشیده بودند.

وقتی دور و برم را با دقت نگاه کردم هیچکدام از دوستانم را ندیدم. من تنها بودم، آن هم در دریایی که دیوار داشت. بعداً فهمیدم که به آن جا آبگیر می گویند.

   m1-1     

 
 

من در یک آبگیر خیلی بزرگ گیر کرده بودم  اما دیگر دردی در پشت ودمم احساس نمی کردم.  انگار چیزی به دمم بسته شده بود.وقتی به بالای دیوارها ی آبگیر نگاه کردم انسانی را دیدم  که به من خیره شده بود.

     m1-2  

 

بعد از مدتی، چندنفر دیگر هم آمدند. آنها با سرو صدا، مرا به هم دیگر نشان می دادند. خیلی خوشم نیامد، اما وقتی دیدم با دیدن من چقدر خوشحالند وسروصدا می کنند، من هم دوست داشتم برایشان کارهای جور واجور انجام دهم. مثلاً تا سطح آب بالا آمده و سرم را از آب بیرون می آوردم و بعد مثل برق زیر آب می رفتم. هنگامی که بر می گشتم آنها برایم کف می زدند. بعدها فهمیدم آدم ها وقتی خیلی خوشحال شوند و بخواهند از کسی که باعث خوشحالی آنها شده تشکرکنند، کف می زنند.

کم کم به هم عادت کردیم. هر روز صبح زود یا عصرها وقتی که از تیزی آفتاب کم می شد، منتظرشان بودم. آنها خیلی مهربان وصمیمی بودند و مرا دوست داشتند. من به تدریج حرفهایشان را می فهمیدم.

مثلا آنها به ما لاک پشت می گویند. چون پشتمان یک لاک بزرگ وسنگی هست. دردنیا، انواع لاک پشت ها وجود دارد. بعضی از آنها درخشکی وبعضی ها همیشه درآب زندگی می کنند من هم از نوع لاک پشت های آبی هستم و دوست ندارم بیرون از آب باشم.

 

 روز ها سپری می شد و من سعی می‌کردم مثل آنها حرف بزنم. وقتی خوب  دقت کردم دیدم آنها وقتی به هم می رسند  می گویند: "سلام" . آن قدر تمرین کردم تا اینکه توانستم این کلمه را شبیه آدم ها بگویم تا این که یک روز یکی از آنها برایم دست تکان داد، دلم را به دریا زدم و با صدای بلند گفتم : سلام. صدایم درآبگیر پیچیدو به او رسید. من منتظر بودم که او هم به من سلام کند اما دیدم که اول از تعجب  خشکش زد و بعد پا به فرارگذاشت. نمی دانستم باید چه کار کنم. فکر می کردم  کارخوبی انجام داده ام. اما حالا تنها مانده بودم و حس می کردم او از دست من ناراحت شده است.  

 

همینطور با افکارم غوطه ور بودم که ناگهان دیدم آدم های زیادی بالای آبگیرند. او رفته و همه را خبر کرده بود. من تا آن موقع این همه آدم یک جا ندیده بودم.

دور تا دور آبگیرآدم ها ایستاده بودند وبه من اشاره می کردند. انگار همه آنها منتظرچیزي بودند. راستش کمی ترسیدم. بعد از چند لحظه آن آدم مهربان با صدای بلند گفت: سلام!

     m1-3   

 

 

 مطمئن بودم که او به من سلام می دهد و منتظراست که من هم جوابش را بدهم. ولی من ترسیده بودم. بازهم اوگفت "سلام". نمی دانستم باید چه کار کنم. ولی بالاخره طاقت نیاوردم و با صدای بلند گفتم سلام . یک دفعه انگار بالای آبگیر منفجر شد.

همه فریاد می زدند سلام سلام سلام. آنها آنقدر خوشحال بودند که کلی برایم کف زدند و بعدهمه با هم گفتند: "دوباره دوباره دوباره". من نمی دانستم "دوباره" یعنی چه؟ ولی به جز سلام حرف دیگری بلد نبودم. بنابراین بازهم گفتم سلام سلام و صدای غلغله آدم ها بود که به هوا می رفت.

... ادامه دارد

 

 

  

rabish paint  

روی عکس کلیک کنید و فایل pdf را دانلود کنید. اگر خوب نگاه کنید، 11 مورد زباله می توانید پیدا کنید. یادتان باشد، هنگام نقاشی، زباله ها را قرمز کنید....

وقتی نقاشیتون تموم شد، به صورت کاغذی و یا الکترونیکی برای ما بفرستید. ما آنرا  می گذاریم توی سایت. از بهترین نقاشی ها هم تقدیر می کنیم. آدرس الکترونیکی: emam@pmo.ir

آدرس پستی: میدان ونک- چهارراه جهان کودک- تقاطع با بزرگراه حقانی- انتهای خیابان شهیدی (دیدار جنوبی سابق)- سازمان بنادر و دریانوردی- اداره کل ایمنی و حفاظت دریایی

ایــــخ!! دریا را آلوده نکنیم !!!   

 willy rabish

 بعضی ها چقدر آشغال در دریا ریخته اند!!  

دریا محل زندگی ماهی ها و آبزیان است و نباید آلوده شود.....دوست دارید زباله های ریخته شده را پیدا کنید؟؟

 

ادامه داستان لاک پشتی به نام ماندنی (قسمت دوم)

روز بعد با صدای ترسناکی ازخواب بیدار شدم و دیدم قفس بزرگی از بالا به سمت من می‌آید. وحشت زده به درون آب شیرجه زدم. قفس به داخل آب افتاد اما پائین نیامد چون با طناب از آسمان آویزان شده بود.

بعد غواص از بالای آبگیر به داخل آب شیرجه رفت. غواص مرا که دید، به طرفم شنا کرد. او دستانش را باز کرده بود تا مرا بگیرد. من هم تا توانستم به ته آبگیر شنا کردم و از او دور شدم. ساعتی گذشت، دیگر غواص در آب نبود.

   m1-1     

 

آرام آرام از کنار دیوار بالا آمدم تا ببینم چه خبراست. نزدیک سطح آب رسیدم، سرم را  بیرون نیاوردم تا کسی مرا نبیند، دیدم چند نفر از آدم ها دور نرده های آبگیر ایستاده اند.

داشتم آنها را تماشا می کردم که چیزی محکم، لاکم را از پشت گرفت. ترسیدم و با تمام قدرت دست و پا زدم.

می خواستم سرم را به عقب برگردانم و گازش بگیرم اما او نمی‌گذاشت حرکت کنم. 

 

 خیلی تقلا کردم. حتی یکبار از دستش فرار کردم، چرخیدم و دیدم که او همان غواص است.

 غواص ناقلا قایم شده بود تا  وقتی بالا آمدم مرا بگیرد. به هرحال قبل از اینکه فرار کنم دوباره مرا محکم گرفت و رها نکرد. مرا درحالی که دست و پا می زدم تا نزدیک قفس برد و در آن انداخت.

  m1-4    

 

قفس را بالا کشیدند و در یک چشم به هم زدن به بالای آبگیررسیدم و آنجا بود که برای اولین بار اطراف آبگیر را دیدم.

آنجا یک کارخانه بزرگ بود. کمی دورتر، شعله های آتش از دودکش های بزرگ به هوا می رفت. من به یاد حرف های پدر و مادرم افتادم.

آنها همیشه به من سفارش می کردند درساحل دریا، نزدیک کارخانه ها نروم. چون ممکن بود مریض شوم یا بمیرم. آنها می گفتند کارخانه ها آب سمی به دریا می ریزند و آب را آلوده می کنند.

 

ما کارخانه ها را با دود غلیظ و سیاه رنگی که از آنها به آسمان می رفت و یا سروصدایشان که بسیار گوش خراش بود و یا آب های سمی که به دریا می ریختند و باعث می شدند ماهی ها وموجودات دریایی مثل لاک پشت ها و دلفین ها و نهنگ ها بمیرند، می شناختیم.

یکبار داناترین لاک پشت دریا  که ما سالی یکبار به دیدنش می رفتیم، گفت :"کارخانه ها از همه دشمنان ما خطرناکترند،چون آنها آب دریا را آلوده می‌کنند و باعث مرگ ما  می شوند . 

 

ما می توانیم با دشمنانمان بجنگیم یا از دستشان فرار کنیم اما درمورد کارخانه ها و حتی شهرهایی که آب سمی و زباله های گندیده به دریا می ریزند، نمی توانیم کاری انجام دهیم.

چون آنها دریا را آلوده می کنند و ما قادر نیستیم از دریا به جای دیگری فرار کنیم. ما لاک پشت دریایی هستیم و دریا وطن ماست".

.. ادامه دارد

 

 

اندر حکایت سفرنامه ماندنی، لاک پشت سبز !!!!!

ماندنی، عروسک لاک پشت سبز از بندر امام تا بندر عسلویه (دو استان خوزستان و بوشهر) در بهمن ماه 1391 سفر کرد تا اهمیت حفاظت از محیط زیست دریایی را برای کودکانی که در شهرهای ساحلی و بنادر خلیج فارس زندگی می‌کنند، بازگو نماید.

 

 mandani-willy

      ویلی: منم می خواهم بیام سفر

ماندنی: دعوت نشدی!!!!

  

 سفر به بندر امام:

سفر ماندنی از بندرامام (در استان خوزستان) در جنوب کشور آغاز شد. ماندنی درمراسمی باحضور صدها نفر از دانش آموزان این بندر، درباره اهمیت محیط زیست و تلاش برای کاهش آلودگی دریا صحبت کرد. ماندنی ازدانش آموزان خواست به عنوان دوستدار محیط زیست، برای داشتن هوای پاک، زمین پاک و دریای پاک تلاش کنند. این دعوت ماندنی، با استقبال پرشور کودکان مواجه شد و آنها قول دادندبه عنوان دوستان ماندنی، برای پاکیزگی دریا تلاش کنند. 

 

mndani-em1     

 

   

 mandani-em2

حتی ماندنی با کمک بچه ها، در محوطه پارک، درخت کاشتند و یک نمایشگاه از صنایع دستی با مواد بازیافتی برپا کردند. 

 

willy   

هی!! اونقدرها هم بدعکس نیستی ها!!!!  

 

 

 

 

سفر به ماهشهر:

پس از اتمام برنامه های بندر امام، اجرای برنامه در مدارس پیش دبستانی و ابتدایی ماهشهر با همکاری شرکت عملیات غیرصنعتی پتروشیمی و معاونت پرورشی آموزش و پرورش ماهشهر آغازشد.

 

      mandani-mah

 

ماندنی، دو روزمتوالی برای کودکان ماهشهر، برنامه اجراکرد.

mandani-em3 

 

اوهوم! ماهشهر اینجاست!!

map-mahshahr

 

 

سفر به بوشهر:

اجرای برنامه برای دانش آموزان بوشهری، بسیار جذاب بود. آنها در پایان قول دادند به عنوان دوستان ماندنی، درباره محیط زیست دریایی و لزوم پاکیزگی دریا با دوستان، والدین، همکلاسیهاشون و .... صحبت کنند.

 

    mandani-bushr  

 

 

   mandani-bushehr

 

 

سفر به عسلویه:

سفر ماندنی با اجرای چند برنامه در عسلویه به پایان رسید.

از انجایی که خاستگاه ماندنی، عسلویه است، بسیاری از دانش آموزان کنگان و عسلویه به خوبی با ماندنی آشنا بودند و علاقه زیادی داشتند و بعلاوه خاطرات روزهای خوبی که ماندنی در عسلویه داشت را برای او تداعی می کردند.

 

 

 

 

ایست!! حیات در خطر !!!

 

توصیه ویلی درباره به خطر افتادن حیات!!! 

stop 

 

 

 حیات بر روی سیاره ما که تنها خانه ما است در خطر جدی قرار دارد. بسیاری از موجودات در حال نابودی کامل هستند و علت آن فعالیت‌های انسانها است.

از دید سایر موجودات زنده، انسانها بزرگترین بلا بر روی زمین پس از اصابت آن گلوله عظیم آتش در 66 میلیون سال پیش بوده اند.

در اینجا مطالبی درباره تهدیدهای حیات خواهید آموخت. 

 

 

 

 

 

willy

 اما در ابتدا....

تولدت مبارک !!

 

 ویلی

willy4 

 earth jashn   

تیکی 

tiki jashn 

 

 حیات بر روی زمین تقریباً 3500 میلیون سال پیش .... شاید کمی بیشتر یا کمتر، شروع شد. اما حیات اکنون با مشکل مواجه شده است و عامل این مشکل .........  

 ببینید گزارش تیکی را درباره حیات زمین.....  

 

 

tiki1  

 

گزارش تیکی از:

تاریخچه حیات بر روی زمین

 h1

واو!!! نقاشی  !!! 

 

willy drow

نقاشی های دانش آموزان مدرسه ابتدایی سعادت بوشهر در روز زمین پاک، دریای پاک 

 
این نقاشی ها را  گذاشتیم توی یک آلبوم تا یادگاری از این بچه ها بمونه . برای دیدن نقاشی ها روی عکس زیر کلیک کنید.

saadat school bushehr 81
 



[ Powered By RADCOM ]